تبلیغات
آرزویم اینست نتراود اشک درچشم توهرگزمگرازشوق زیاد.....
 
درباره وبلاگ


ای عشق مددکن که به سامان برسیم/چون مزرعه تشنه به باران برسیم/یامن برسم به یاریایار به من/یا هردو بمیریم وبه پایان برسیم

مدیر وبلاگ : Ali Reza
نویسندگان
صفحات جانبی
نظرسنجی
نظرتون درباره عشق چیه ؟











جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

FreeCod Fall Hafez

فال عشق

کد ماوس
آرزویم اینست نتراود اشک درچشم توهرگزمگرازشوق زیاد.....
وبه اندازه هرروزتو عاشق باشی ...عاشق انکه تورامی خواهد....








نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 3 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : Ali Reza
نظرات ()


دنیا سرزمین رنج است .هیچ کس را از رنج گریزی نیست ولی چرابعضی ها در اوج رنجها خوشند؟ آیا واقعا"می توان رنج را هم دوست داشت ؟یا باید همواره از آن گریخت؟آیا آنکه رنج میکشد بدبخت است ؟وآنکه ازآن میگریزد خوشبخت؟


اینها سوالاتی بود که ابتدای جوانی بمبارانم کرده بود.با خود پیمان بستم تا درگلشن سرسبز پاسخها قدم ننهاده ام از پای ننشینم .وعده وفا شد.پاسخ همه را یافتم وعاشق رنج شدم.بدبخت آن نیست که درزندگی رنج دارد بلکه آن است که که فلسفه ای برای رنج خود ندارد.رنج بیهوده خوردن آهسته مردن است .


به آدمهای گوناگون نگاه کردم ..تنبل ،نادان ،کلاه بردار،لاغر ناتوان،چاق ضعیف النفس ،دزد،خسیس،خودخواه،نا امیدو...


..عارف، دانشمند، هنرمند،انتقاد پذیر،پر تلاش، خدمتگذار، شجاع، بخشنده..


به آدمهای گوناگون نگاه کردم ..تنبل ،نادان ،کلاه بردار،لاغر ناتوان،چاق ضعیف النفس ،دزد،خسیس،خودخواه،نا امیدو...


..عارف، دانشمند، هنرمند،انتقاد پذیر،پر تلاش، خدمتگذار، شجاع، بخشنده..


تفاوتشان در سه حقیقت بود...رنج وفهم وعشق


اما کدام رنج ..سازنده یاسوزنده ؟  تفاوت نادان وخردمند درانتخاب نوع رنج است .دسته اول رنج گریزان بی تدبیرو بی دل.   دسته دوم  رنج پذیران مدبر وعاشق


تنبل از رنج کار می گریزد نادان از رنج یاد گیری ،ناتوان وضعیف از ورزش،چاق از رنج پرهیز،دزد از رنج زحمت ، خسیس ازرنج بخشش،خودخواه وقد از رنج انتقاد ،ناامید ازرنج سعی دوباره و...رنج گریزی ریشه تمام بدبختی هاست . آنکه از رنج سازنده بگریزد قطعا" گرفتار رنج سوزنده خواهد شد.


فلسله رنج قدرت است. مکتب من قدرت است. علت خوشبختی قدرت است.ضعیف همیشه مریض وغمگین وترسو است .عاشق رنجم ،از ضعیف بی همت بیزارم چرا که خدا هم دوستش ندارد .ضعیف جنازه ای است که عزراییل  یادش رفته است همه جانش رابگیرد.شیفته کسی هستم که با  مفهوم "نمیتوانم"بیگانه است.


"قوی ها جلوهء خدایند.ستودنی وتماشایی






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 1 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : Ali Reza
نظرات ()

اگر آدم ها می دانستند که شادی ها یشان مدیون غم های آنها است از تمام رنج ها یشان سپاسگذار بودند

هر کس لایق شرایطی است که تلاش به تغییرش نمی کند

قوی دلیل برای توانستن می سازد و ضعیف دلیل برای نتوانستن

اگر گویی که بتوانم  قدم در نه که بتوانی  اگر گویی که نتوانم برو بنشین که نتوانی

محبت را گدایی نکن به گدا چیز با ارزشی نمی دهند

تحمیل تمایل نفرت ساز است

محبت ترغیبی است نه تکلیفی نه تزریقی

دوست داشتن اجباری نیست ولی احترام گذاشتن اجباری است

شرایط زمینه خطاست نه علت خطا

قهر کاری است کودکانه  فقط  احساس می خواهد آشتی مهارت می خواهد  کاری است خردمندانه





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 31 فروردین 1394 :: نویسنده : Ali Reza
نظرات ()


عشق تازگی : با شروع ارتباط آغاز می شود. یعنی به نوعی به خاطر تازگی و نویی آن جذب آن می شوید. خب طبعا به مرور زمان از تازگی آن کاسته خواهد شد. دوستی دختر و پسر تحت لوای دوست دختر دوست پسری از این نوع است و صرفا پس از بدست آوردن همدیگر فروکش می کند.


عشق نیاز : با بحران شروع می شود. شما نیاز پیدا می کنید به کسی ، چیزی ، شرایطی و یا هر نیاز دیگری ؛ و عشق و دوست داشتن بصورت احساسی مبهم شروع می شود. خب این بار هم با عادی شدن شرایط عشق کم می شود و زمان مرگ آن از بین رفتن نیاز و یا ارضای آن است.


عشق محدودیت : چیزی را که ندارید و یا اجازه ندارید که داشته باشید شما را مشتاق می کند و عاشق. این محدودیت و فراق و یا دوری احساس شما برانگیخته می کند. مرگ این نوع عشق و رابطه وصال است! به محض اینکه به هم میرسند سیر می شوند. عشق های راه دور ( از 2 شهر یا حتی کشور ) و یا چتی و اینترنتی از این گونه اند. شاید نمونه هایی را دیده باشید که 2 نفری پس از مدت مدیدی دوستی و عاشق و عاشقی لیلی و مجنون وار ، به محض ازدواج از هم جدا می شوند.


عشق لیاقت : با شناخت و توامان تناسب آغاز می شود. چون هیجان در آن کم است سرعتش هم کم است ولی ارزش و اعتبار بیشتری دارد. شما در شرایط عادی کسی را می بینید و با در نظر گرفتن کلیه ی جوانب او را انتخاب می کنید. حتما می پرسید مثل 3 مدل قبلی عشق ، مرگ و یا همان پایان آن کجاست؟ خب اجازه بدهید که من به شما بگویم که این عشق ، مرگ ندارد. پدران ما و یا خانواده هایی که در اوج کهولت هنوز هم عاشقانه به هم می نگرند و عاشقند از نوع عشق لیاقت دارند که تا پایان عمر کنار هم قرارشان خواهد داد


 


دوستت دارم نه چون تازه با تو آشنا شده ام(عشق تازگی) ،


دوستت دارم نه چون محتاج توام(عشق نیاز) ،


دوستت دارم نه چون ناکام در وصال توام(عشق محدودیت) ،


دوستت دارم چون دوست داشتنی هستی(عشق لیاقت)


 






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 31 فروردین 1394 :: نویسنده : Ali Reza
نظرات ()

محبت بر دوقسم است :مهر نیاز و مهر غنا.

یکی ازسر نقص است ودیگری از سرکمال.

یکی وسیله است ودیگری هدف ومطلوب.

در اولی محبوب چون رفع نیاز می کند،دوست داشتنی است ودر دومی ،چون دوست داشتنی است محبوب است.نه بعلت رفع  نیاز ..

در نوع اول مادام که محبوب سود وفایده ای در خور نیاز دارد، محبوب است .در نوع دوم محبوب هر چه کند یا نکند محبوب است. یعنی مهر اولی به فعل است دومی به فاعل . از اولی خودخواهی بر خیزد واز دومی فداکاری.

"گر از دوست چشمت به احسان اوست     تو دربند خویشی نه دربند دوست"

اولی محدود ومشروط است       دومی نامحدود ونامشروط

اولی موقتی وفنا پذیراست      دومی همیشگی وجاودانه

این است که مهر کریمان همیشه ارزشمندتر از مهر حقیران است .

عجیب این است که می توان به محبوب هم مهر نیاز وهم مهر غنا توام با هم داشت.

زیرا مهر به فعل با مهر به فاعل قابل جمع است یعنی می توان محبوب را بخاطر (فعل مفیدش) لطفش بیشتر دوست داشت

مثال:نوع اول: مهر شاگرد به معلم _مخلوق به خالق_فرزند به والدین

مثال:نوع دوم: خالق به مخلوق _معلم به شاگرد_والدین به فرزند

مهر غنا ومحبتش بطور مطلق از سرکمال نیست . زیرا همه ناقصند ونیازمند. از اینروی با ارزش ترین محبت ،محبت خداست به مخلوق وبس.

انسان مهربان چون دلبسته است پس محبت کردن مطلوب اوست در نتیجه وقتی محبت می کند لذت می برد.

انسان مهر طلب چون وابسته است پس محبت کرده وسیله اوست  بنابراین وقتی محبت می کند در انتظار نتیجه رنج می کشد.

""""عاشقم بر قهر وبر لطفش بجد               وین عجب تر عاشقم بر این دوضد""





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 3 فروردین 1394 :: نویسنده : Ali Reza
نظرات ()

اگر کسی مبتلا به عشق الهی نشود عشق های دیگرش همه ، پیشاپیش شکست خورده است .

 

این عشق ها شکست می خورند ، زیرا متعلق شور عاشقانه ، پیش از هر چیز آن کل بسیط یعنی خداست . اگر به این عشق حقیقی برسی عشق های دیگرت نیز شکست نخواهند خورد ؛ عشق های مجازی دل عاشق پیشه مار ا برای عشق ورزیدن توانا تر می کنند . آنگاه ، هر عاشقی آیینه ای است که عشق الهی را می تاباند و هر عشق قطره ای است که از ابر باران زای لطف او باریده است . بنابر این شکستی در کار نیست ، هر چه هست پیروزی و توفیق است و هر چیزی که هست ، بخشی از یک متن بزرگ است .

 

هر اتفاقی نیز پله ای است که تو را از نردبان وجود ، بالاتر و بالاتر می برد .

 

فراموش نکن که معشوق اصلی خداست .

 

عشق های دیگر تمرین عاشقی اند .

 

امیدوارم همه در گردباد عشق الهی بیفتند .





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 19 بهمن 1392 :: نویسنده : Ali Reza
نظرات ()
 برای ایجاد محبت در دل محبوب " یعنی محبوب شدن " باید ابتدا عوامل جاذبه ودافعه محبوب را شناخت . 
بعد با ملاحظه عوامل دفع وبکارگیری عوامل جذب با اوبرخورد کرد.
محبت یک قدرت است" یعنی دوست داشتن ومهرورزی "که اغلب از آن بی بهره اند.  
این قدرت مخصوص انسانهای کمال یافته است .این افراد دیگران را باکمترین خوبی دوست دارند ولی دیگران اینان را با کمترین بدی دشمن می دارند. هر محبت را فاصله ای مخصوص خود است که مربوط به هر دو طرف می شود.
 " محب و محبوب " . هر دو در تغییرش نقش دارند. اگر یک طرف به تنهایی بخواهد تغییر ایجاد کند و فاصله را کم کند و نزدیک شود حاصلش دل زدگی است .واگر بخواهد فاصله را زیاد کند و دور شود ، نتیجه اش دلسردی است .  
""""" این فاصله زیر سایه زمان تغییر طبیعی خواهد داشت """" هرارتباط فاصله منطقی دارد که " دوری " می آورد  ، " دلسردی " و " نزدیکی "   می آورد "دلزدگی". "" عشق تمرکز تمام خواسته های ارضا نشده پنهان وآشکار است .
"" عشق مرکز ثقل تمام نیازهاست. عشق به کمال تعلق می گیرد . کمال صورت یا سیرت یا هردو. زیرا انسان مجذوب برتر است .  
   هر که را در سر نباشد عشق یار         بهر او پالان وافساری بیار
 در این دنیا عشق را جز با رنج نفروشند .
 برای رهایی از شدت این رنج یافتم که به محبت وابسته باشم نه محبوب.
 " زنده بی عشق، کسی درهمه عالم نیست                                         وان که بی عشق بماند نفسی،آدم نیست" 




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 16 بهمن 1392 :: نویسنده : Ali Reza
نظرات ()

 

شاگردی از استادش پرسید : عشق چیست ؟ استاد در جواب گفت : به گندمزار برو پرخوشه ترین

 شاخه را بیاور اما درهنگام عبور از گندمزار به یاد داشته باش که نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچینی ؟ شاگرد به گندمزار رفت پس از مدتی برگشت.استاد پرسید چه آوردای؟ شاگرد با حسرت جواب داد : هیچ هرچه به جلو رفتم خوشه ای پرپشت تر می دیدم و به امید پیدا کردن پرپشت ترین تا انتهای گندمزار رفتم. استاد گفت : یعنی همین......

شاگرد پرسید : پس ازدواج چیست؟استاد گفت : به جنگل برو بزرگترین درخت را بیاور اما به یاد داشته باش نمی توانی به عقب برگردی.شاگرد رفت و پس از مدت کوتاهی با درخت برگشت.استاد گفت که شاگرد را چه شد.او در جواب گفت که به جنگل رفتم و اولین درخت بلندی را که دیدم انتخاب کردم ترسیدم که اگر جلو بروم باز هم دست خالی برگردم .

استاد گفت : یعنی همین.....





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 18 مهر 1392 :: نویسنده : Ali Reza
نظرات ()

پس از رسیدن یک تماس تلفنی برای یک عمل جراحی اورژانسی، پزشک با عجله راهی بیمارستان شد ،او پس از اینکه جواب تلفن را داد، بلافاصله لباسهایش را عوض کرد و مستقیم وارد بخش جراحی شد .

او پدر پسر را دید که در راهرو می رفت و می آمد و منتظر دکتر بود. به محض دیدن دکتر، پدر داد زد: چرا اینقدر طول کشید تا بیایی؟ مگر نمی دانی زندگی پسر من در خطر است؟ مگر تو احساس مسئولیت نداری؟

پزشک لبخندی زد و گفت: متأسفم، من در بیمارستان نبودم و پس از دریافت تماس تلفنی، هرچه سریعتر خودم را رساندم  و اکنون، امیدوارم شما آرام باشید تا من بتوانم کارم را انجام دهم .

پدر با عصبانیت گفت:آرام باشم؟! اگر پسر خودت همین حالا توی همین اتاق بود آیا تو میتوانستی آرام بگیری؟ اگر پسر خودت همین حالا می مرد چکار می کردی؟

پزشک دوباره لبخندی زد و پاسخ داد: من جوابی را که در قرآن گفته شده میگویم از خاک آمده ایم و به خاک باز می گردیم، شفادهنده یکی از اسمهای خداوند است ، پزشک نمیتواند عمر را افزایش دهد ، برو و برای پسرت از خدا شفاعت بخواه ، ما بهترین کارمان را انجام می دهیم به لطف و منت خدا .

پدر زمزمه کرد: (نصیحت کردن دیگران وقتی خودمان در شرایط آنان نیستیم آسان است )

عمل جراحی چند ساعت طول کشید و بعد پزشک از اتاق عمل با خوشحالی بیرون آمد  خدا را شکر! پسر شما نجات پیدا کرد

و بدون اینکه منتظر جواب پدر شود، با عجله و در حالیکه بیمارستان را ترک می کرد گفت : اگر شما سؤالی دارید، از پرستار بپرسید

پدر با دیدن پرستاری که چند لحظه پس از ترک پزشک دید گفت: چرا او اینقدر متکبر است؟ نمی توانست چند دقیقه صبر کند تا من در مورد وضعیت پسرم ازش سوال کنم؟

پرستار درحالیکه اشک از چشمانش جاری بود پاسخ داد : پسرش دیروز در یک حادثه ی رانندگی مرد ،وقتی ما با او برای عمل جراحی پسر تو تماس گرفتیم، او در مراسم تدفین بود و اکنون که او جان پسر تو را نجات داد با عجله اینجا را ترک کرد تا مراسم خاکسپاری پسرش را به اتمام برساند.

هرگز کسی را قضاوت نکنید چون شما هرگز نمیدانید زندگی آنان چگونه است و چه بر آنان میگذرد یا آنان در چه شرایطی هستند.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 1 تیر 1391 :: نویسنده : Ali Reza
نظرات ()




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 3 اسفند 1389 :: نویسنده : Ali Reza
نظرات ()




مردی در نمایشگاهی گلدان می فروخت . زنی نزدیك شد و اجناس او

 

رابررسی كرد .

 

بعضی ها ساده و بدون تزئین بودند ، اما بعضی ها هم طرح های ظریفی

 

داشتند .

 

زن ، قیمت گلدان ها را پرسید و شگفت زده دریافت كه قیمت همه ی آنها

 

یكی است .

 

او پرسید : « چرا گلدان های نقش دار و گلدان های ساده ، یك قیمت

 

هستند ؟ چرا برای گلدانی كه وقت و زحمت بیشتری برده است ،

 

همان پول گلدان ساده را می گیری ؟ »

 

فروشنده گفت : « من هنرمندم . قیمت گلدانی را كه ساخته ام می گیرم .

 

زیبایی ، رایگان است . »



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 3 اسفند 1389 :: نویسنده : Ali Reza
نظرات ()

دوش در خلوت به یادت عالمی غم داشتــــــــــــم

بی تو تا برق سپیده شـــــــام ماتم داشتـــــــــــم

نغمه ی جانسوز من در گوش شب ره می گشــود

ناله ی پی در پی و آه دمــــــــادم داشتــــــــــــــم

از سر مژگان من هر لحظه اشکی می چکیــــــــد

ای بسا گوهر که در دامــــــان، فراهم داشتــــــــم

غصه بود و اشک بود و آه بــــــود و ناله بــــــــــــود

تا کنم جان را به قربانت ، تو را کم داشتــــــــــــــم





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 4 بهمن 1389 :: نویسنده : Ali Reza
نظرات ()

یاد دل که آینه ای بود...

آیینه چون شکست ؛

قابی سیاه و خالی، از او به جای ماند..

با یاد دل – که آیینه ای بود

در خود گریستم.

بی آیینه چگونه درین قاب، زیستم؟!






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 27 آذر 1389 :: نویسنده : Ali Reza
نظرات ()

عشق جنون است و جنون چیزی جز خرابی و پریشانی “فهمیدن و اندیشیدن “نیست

دوست داشتن، دراوج، از سر حد عقل فراتر میرود و فهمیدن و اندیشیدن را از زمین می کند و باخود به قله ی بلند اشراق می برد

عشق طوفانی و متلاطم است
دوست داشتن آرام و استوار و پر وقار وسرشار از نجابت

 

از عشق هرچه بیشتر نوشیم سیراب تر می شویم
از دوست داشتن هرچه بیشتر، تشنه تر

 

عشق نیرویی است در عاشق ،که او را به معشوق می کشاند
دوست داشتن جاذبه ای در دوست ، که دوست را به دوست می برد


عشق تملک معشوق است
دوست داشتن تشنگی محو شدن در دوست

 

عشق معشوق را طعمه ی خویش می بیند
و همواره در اضطراب است که دیگری از چنگش نرباید
و اگر ربود با هردو دشمنی می ورزد و معشوق نیز منفور می گردد

دوست داشتن ایمان است و ایمان یک روح مطلق است
یک ابدیت بی مرز است ، که از جنس این عالم نیست

  دکتر علی شریعتی





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 7 آذر 1389 :: نویسنده : Ali Reza
نظرات ()
ای همه ی دار و ندار من،خدای من!
چوبی که برای تمام اشتباهاتم بر قلب و روح و جانم می زنی را عاشقانه با همه ی دردهایش می پذیرم و برایم شیرین است و بر این زدنت شکر می کنم.
 یا لطیف! دست های مهربانت را، نگاه عاشقانه ات را، مهر خداوندی ات را، راهنمایی های دلسوزانه ات را، تشویق و تنبیه های همیشگی ات را می طلبم برای خودم، برای دوستانم، برای خانواده و پاره های تنم! لحظه ای هم رهایمان مکن که بی تو پیچیده در عدمیم و با تو ماندگار در ابد.  
امروز بنده هات دلتنگ تر و دلشکسته تر و خسته جان تر از من هم داشتی؟ پس به شکسته دل ترینِ آنها قسم دلهامان را دریاب!




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 20 آبان 1389 :: نویسنده : Ali Reza
نظرات ()


( کل صفحات : 6 )    1   2   3   4   5   6