تبلیغات
آرزویم اینست نتراود اشک درچشم توهرگزمگرازشوق زیاد..... - من غریبه ی دیروز،آشنای امروز و فراموش شده فردایم.
 
درباره وبلاگ


ای عشق مددکن که به سامان برسیم/چون مزرعه تشنه به باران برسیم/یامن برسم به یاریایار به من/یا هردو بمیریم وبه پایان برسیم

مدیر وبلاگ : Ali Reza
نویسندگان
صفحات جانبی
نظرسنجی
نظرتون درباره عشق چیه ؟











جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

FreeCod Fall Hafez

فال عشق

کد ماوس
آرزویم اینست نتراود اشک درچشم توهرگزمگرازشوق زیاد.....
وبه اندازه هرروزتو عاشق باشی ...عاشق انکه تورامی خواهد....




من غریبه ی دیروز،آشنای امروز و فراموش شده فردایم.

پس از آشنایی امروز برایت می نویسم تا درجدایی فردا یادم کنی.

 

دوباره قلم به دست گرفته ام تا برایت بنویسم.ازدریای دلواپسی های انتظار،ازاینکه درانتهای جاده غربت، درآخرین آشیانه پرستوی مهاجر نشسته ام ونگاهم به قدم هایی است که خواهد آمد.توفرشته ی زمینی که عطرنفست را هیچ گلی ندارد، توواژه عشقی و سخاوت باران ، درظلمات وجودم تو نورخدایی! می خواهم این نورملکوتی تا ابد دروجودم باشد.

 

مسافرصفحه کاغذی رویای من! اینجا دیرگاهی است بغض ترانه ها با صدای قدم های تنهایی شکسته می شود و دلواپسی همانند عطری خوشبو بر سراسروجودم پاشیده می شود.

چشم های من فقط به نم نم باران سلام می کنند مسافر، سهم من و توازاین ایوان های بی فانوس شمردن ثانیه ها برای به تماشا نشستن جشن پرشکوه ستاره -هاست!

 

وقتی آمدی درهای قلبم را به سویت گشودم و همچون کودکی بی ریا وساده با آغوشی باز پذیرایت شدم.توقدم به دنیایم گذاشتی می خواهم همگام با سایه ی تنهایم درخیال بارانی ات قدم بزنم وچتر شکسته ی بغضم را بگشایم.می خواهم شاعرلحظه -های سرخ باشم و غزل غزل گریه کنم.

 

می خواهم درامتداد خاموشی ازتوبگویم،ازتو که طراوت شقایق های باغچه ام خواهی بود.می خواهم گام هایم را محکم ترازقبل بردارم و همچون باد از کوی وبرزن ها بگذرم و به عاشقانه ترین عاشقانه ها برسم.چشمان خیس و گریان من به جاده ای خیس و تاریک دوخته شده است تا از امتداد خاموشی ازراه برسی و دستان سرد و بی پناهم را پناهگاه باشی.

دوست دارم ازتو بنویسم بی آنکه درجستجوی قافیه باشم ، بی آنکه قافیه ها را انتخاب کنم.

می خواهم ساده بنویسم ازتو،ازتوکه پرتوهای روشن امید را دردلم برافروختی.

 

اگرمی گفتی می آمدم .با طرحی از روزهای شکسته و شبهای مه آلود.اگرمی گفتی می آمدم ،پرده را کنارمی زدم و درپس یک بوسه دنیا را به تو می دادم.

              یادت درخاطرم ، مهرت دردلم و عشقت در نگاهم  ؛

                                                                                   همیشگی باد ...              





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 9 اسفند 1388 :: نویسنده : Ali Reza
نظرات ()
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر