تبلیغات
آرزویم اینست نتراود اشک درچشم توهرگزمگرازشوق زیاد..... - استاد و شاگرد
 
درباره وبلاگ


ای عشق مددکن که به سامان برسیم/چون مزرعه تشنه به باران برسیم/یامن برسم به یاریایار به من/یا هردو بمیریم وبه پایان برسیم

مدیر وبلاگ : Ali Reza
نویسندگان
صفحات جانبی
نظرسنجی
نظرتون درباره عشق چیه ؟











جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

FreeCod Fall Hafez

فال عشق

کد ماوس
آرزویم اینست نتراود اشک درچشم توهرگزمگرازشوق زیاد.....
وبه اندازه هرروزتو عاشق باشی ...عاشق انکه تورامی خواهد....




 

شاگردی از استادش پرسید : عشق چیست ؟ استاد در جواب گفت : به گندمزار برو پرخوشه ترین

 شاخه را بیاور اما درهنگام عبور از گندمزار به یاد داشته باش که نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچینی ؟ شاگرد به گندمزار رفت پس از مدتی برگشت.استاد پرسید چه آوردای؟ شاگرد با حسرت جواب داد : هیچ هرچه به جلو رفتم خوشه ای پرپشت تر می دیدم و به امید پیدا کردن پرپشت ترین تا انتهای گندمزار رفتم. استاد گفت : یعنی همین......

شاگرد پرسید : پس ازدواج چیست؟استاد گفت : به جنگل برو بزرگترین درخت را بیاور اما به یاد داشته باش نمی توانی به عقب برگردی.شاگرد رفت و پس از مدت کوتاهی با درخت برگشت.استاد گفت که شاگرد را چه شد.او در جواب گفت که به جنگل رفتم و اولین درخت بلندی را که دیدم انتخاب کردم ترسیدم که اگر جلو بروم باز هم دست خالی برگردم .

استاد گفت : یعنی همین.....





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 18 مهر 1392 :: نویسنده : Ali Reza
نظرات ()
دوشنبه 30 خرداد 1390 04:19 ب.ظ
Опутеть как интересно, во задвигаете. Класс!
دوشنبه 19 اردیبهشت 1390 03:00 ق.ظ
Excellent post, but much too much.
پنجشنبه 15 مهر 1389 12:31 ق.ظ
سلام.چرا نمیای آپ کنی دارم دغ مرگ میشم!!!!!!!!اگه دغ مرگ رو اشتباه نوشتم ببخشید!!!!
چهارشنبه 14 مهر 1389 09:59 ب.ظ
به نظر من که خیلی حکیمانه هست
همیشه به این چیزا فکر می کنم
"اولین درخت بلندی را که دیدم انتخاب کردم ترسیدم که اگر جلو بروم باز هم دست خالی برگردم . "
قابل توجه ذهن های وسواسی و ایدئالستی مثل مال من
البته این موضوع شامل همه زندگی میشه که از فرصت هایی که داریم استفاده کنیم و اینکه تو زندگی خیلی کم میشه به عقب برگردیم یا اصلا نمیشه کاملا بتونیم جبران کنیم...
ولی همش
الانم دارم فکر می کنم
اگه جلوتر درخت بلند دیگه ای بود چی؟

حافظ می فرماید
"ساغر لطیف و دلکش می افکنی به خاک
و اندیشه از بلای خماری نمی کنی"
همینه دیگه باید به اون روی سکه هم فکر کرد

اشعار دیگه ای هم هست با این مضمون
Ali Rezaسلام
شما خیلی فلسفی فکر می کنید
پنجشنبه 8 مهر 1389 05:34 ب.ظ
سلام.من اومدم.دفعه پیش آخر جواب تون رو ندیدمممنون که این لطف رو در حقم کردیدسوالم سخت بود؟؟منتظر جواب تون هسنم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر